كوچولوي نازنين آخرين هفته هاي با تو بودن فرا رسيده است شايد هم آخرين روزهاست كه من و تو در يك لباس هستيم و از يك معده تغذيه ميكنيم چقدر سخت اما زود ميگذرد اين روزها.... ميترسم عزيزم... قبل از تو من از جدايي از تو ميترسم خنده دار است حرف هايم اما نگرانم از دوري از تو .... ميخواهم.. اين نزديكي را، كه تا پايان عمر، ديگر هرگز به ان دست نخواهم يافت.. ميخواهم. واي پسرم حالا ميفهمم حال ان مادري را كه گاهي دوست دارد فرزندش تب مختصري كند تا خودش را در آغوش او بيندازد و گرماي بدنش را از او نگيرد حالا ميفهمم ان مادر چرا به درد كودكش راضي ميشود!! راستي آرتین واقعيت دارد كه من و تو به زودي در دو جسم جدا گ...